چرا کسب و کار را شروع نمی کنیم؟

چرا کسب و کار را شروع نمی کنیم؟

موانع شروع کسب و کار

خیلی ها اهمیت شروع کسب و کار را می دانند و حتی ایده برای شروع هم دارند اما موانعی هست که باعث شده تا اکنون شروع نکنند.

منفی نگری

در یک جمع خانوادگی معمولا پدرها بیشتر از بقیه نگران خانواده هست و خانواده را از انجام کارهای پر چالش منع می کنند و در جمع های کوهنوردی سرپرست گروه سعی دارد گروهش را از مکانهای خطرناک دور نگه دارد.

افراد با توجه به پست و موقعیتی که دارند مسئولیت امنیت خانواده و یا گروه را به عهده دارند و منفی نگر تر  هستند. طبیعی است مغز انسان به عنوان رهبر و راهنمای بدن باید بدن در برابر هر چالش و آسیب مراقبت کند به همین دلیل منفی نگری در انسان توسط مغر به وجود می آید که بدن را در برابر هر چالش و خطری منع کند. وظیفه مغر است که منفی ترین مورد را پیش بینی کند.

الان فکر کنید چه حوادث بدی را پیش بینی کرده اید که اتفاق نیفتاده؟

حالا که روش عملکرد مغز و منفی نگری را فهمیدمی باید بتوانیم جلو منفی نگری هایی که مانع پیشرفت ما می شود را بگیرید. البته این به این معنی نیست که بدون مطالعه و فکر دست به هر کار خطرناکی بزند.

پیشنهاد من:وقتی تصمیم به انجام کار مهمی دارید یک کاغذ بردارید و بدترین اتفاقاتی که ممکن است با انجام دادن اون کار بیفتند را بنویسید و بهترین اتفاقاتی که امکان دارد بیفتند را نیز بنویسید. بعد همین کار را برای انجام ندادن آن کار انجام دهید. بعد کامل می توانید تصمیم درست را بگیرید که انجامش دهید یا خیر

سرمایه ندارم

افراد زیادی نبود سرمایه را دلیل  بیکاری یا عدم شروع کسب و کار می دانند.

اهمیت سرمایه مالی در شروع کسب و کار بسیار مهم و انکار ناپذیر می باشد و کسب و کار ما باید بر اساس مقدار سرمایه ای که داریم برنامه ریزی شود.ولی باید قبول کنیم که نداشتن سرمایه برای شروع نکردن کسب و کار فقط یک بهانه است. چون بدون یک ریال هم صد ها کسب و کار را می توان شروع کرد و با میلیارها تومان پول هم برخی کسب و کارها را نمی توان شروع کرد.

اگر زندگی نامه افراد ثروتمند و موفق ایران و جهان را بررسی کنیم می بینم که بیشترشان با سرمایه کم یا بدون سرمایه شروع کرده اند.

پیشنهاد من: همه انسانها دو تا دست دارند و هر کاری که قرار است انجام دهند بر اساس دو تا دست برنامه ریزی می کنند. برای شروع کسب و کار هم ما باید بر اساس داشته هایی که داریم برنامه ریزی کنیم. به همان اندازه که سرمایه دارید فکر کنید و به کسب و کارهایی فکر کنید که با سرمایه شما متناسب است. حتی توصیه می کنم اگر هم سرمایه دارید کسب و کار را که تجربه زیادی در آن ندارید را ابتدا با کمترین سرمایه شروع کنید.

ایده ندارم

برخی افراد که اتفاقا اغلب اهل مطالعه هم هستند نبود ایده را مانع شروع کسب و کار می دانند. آنها زندگی نامه های کارآفرینان بزرگ دنیا  را می خوانند و تصور می کنند آنها اول ایده های خوبی داشته اند که در کسب و کار موفق شدند .

این یک تصور اشتباهی است که همه کارآفرینان موفق با ایده جدید شروع کرده اند. بلکه بیشتر آنها اول شروع کرده اند بعد با فکرهای جدید و خلاقیتهایی به ایده های جدید دست پیدا کرده اند و این را هم باید مد نظر قرار دهیم که شروع کسب و کار با ایده جدید به مراتب سختر و دشوارتر است. و از همه مهمتر ایده خوب موفقیت هیچ کسب و کاری را تضمین نمی کند بلکه اجرای ایده و مدیریت درست کسب و کار به مراتب مهمتر از ایده جدید می باشد.

مثال: آقای بابک بختیاری یکی از بهترین و موفقترین و ثروتمند ترین کارافرینان کشور است که ابتدا  بدون ایده بستنی فروش راه انداخت و به دلیل فروش کم خلاقیتهایی در کارش استفاده کرده که ایده بستنی آیس پک او را موفق کرد. الان تقریبا همه بستنی فروش ها روش تولید آیس پک را یاد دارند ولی هیچ کس تنوانسته مثل بابک بختیاری موفق شود. چون اجرای ایده و روش کار و استفاده از خلاقیت همواره مهمتر از داشتن یک ایده است. همچنین و همواره از ایده های جدید استفاده می کند که بعضی از ایده ها موفق نیست و برخی از آنها موفق هستند.

اگر دقت بیشتری کنید می بینید که کارآفرینان بزرگ ایران و دنیا  اول کسب و کار را شروع کرده اند و بعدا ایده ها و خلاقیتها را به کارشان اضافه کرده اند.

پیشنهاد من: همان طور که قبلا گفته شد نیازها را شناسایی کنید و سعی کنید آن نیاز ها را شما به روش بهتر یا متفاوت تر رفع کنید و یا ایده هایی که اکنون هست را با کمی خلاقیت نوسازی کنید. همین سادگی

شرایط اقتصادی کشور خوب نیست

کشور ما و هر کشور در زمانهایی با مشکلات اقتصادی مواجه می گردد که متاسفانه در کشور ما بیشتر وقتها این بحران ها وجود دارد. اگر مشکلات اقتصادی را ندیده بگیریم قوانین و مشکلات سیستم های اداری بزرگترین سد راه کسب و کارهاست . اگر چه در حرف همه مسئولین از تولید و کسب و کارها حمایت می کنند ولی در عمل هر سازمان و هر مسئولی سنگ هایی جلو راه کسب و کارها گذاشته است.

ما اگر قرار است کسب و کاری راه اندازی کنیم دو راه بیشتر نداریم.

 راه اول :

صبر کنیم که همه مشکلات اقتصادی ، اداری و قوانین کشور حل شود بعد کسب و کار راه اندازی  کنیم.

راه دوم:

این مشکلات را یک چالش نگاه کنیم و این چالش را به فرصت تبدیل کنیم.

مثال: بیست سال پیش یک مانع بزرگی بر سر راه جوانان بود و آن هم کنکور بود. تعداد پذیرش دانشجو در کشور به تناسب متقاضی بسیار کم  بود. همه آرزو داشتند وارد دانشگاه شوند. و همه می گفتند ای کاش تعداد دانشگاه ها بیشتر بود. هر کس وارد دانشگاه می شد شغل و آینده او تضمین بود.

اکنون آن آرزو برای همه برآورده شده و در هر  محله یک دانشگاه وجود دارد و دانشگاها برای جذب دانشجو تبلیغات می کنند.

اما اتفاقی که افتاده این است که این همه فارق التحصیل دانشگاهی با مدرک لیسانس و فوق لیسانس بیکار هستند.

تصور کنید اگر در کشور ما هیچ گونه مانعی برای کسب و کاری نبود  و هیچ گونه مجوزی برای راه اندازی کسب و کار لازم نبود تسهیلات فراوان بود و به همه می دادند . بعد همه کسب وکارها مثل اون فارق التحصیلان بیکار بودند.

و موضوع مهم دیگر در این باره این است که کسب و کارهایی که در زمان رونق راه اندازی شوند با اولین مشکل از بین خواهند رفت ولی کسب و کاری که در شرایط سخت و بحرانی متولد شود می تواند در مشکلات بزرگ دوام بیاورد و در زمان رونق رشد زیادی خواهد کرد.

پیشنهاد من: مشکلات اقتصادی و قوانین سخت اداری باعث می شود رقبای کمتری به کسب و کار تو وارد شود. از دیگران قوی تر باش و کسب و کاری که مناسب شرایط فعلی است را شروع کن.

نبود تخصص

البته تخصص در شروع کسب و کار یکی از مهمترین آیتم ها می باشد و هر چقدر بیشتر در کارو شغل متخصص باشیم موفقیت ما بیشتر خواهد.سالانه افراد زیادی از دانشگاه با تخصص های مختلف فارق التحصیل می شود که انتظار می رود در یک شغلی مهارت کافی داشته باشد ولی متاسفانه بیشتر دانشگاهای ما آنچه ما نیاز داریم را به ما یاد نمی دهد و رشته هایی که در دانشگاه تدریس می شوند بازار اشباع شده است. به همین دلیل تحصیلات دانشگاهی در خیلی موارد برای شروع کسب و کار کافی نیست. باید خودمان تخصص های مورد نیاز کسب و کارمان را یاد بگیریم. البته کسب و کارهای زیادی هستند که اصلا تخصص خیلی خاصی نیاز ندارد و با نبود تخصص هم می توان کسب و کارهایی را شروع کرد و در حین کار یاد گرفت و تجربه کسب کرد.

به گفته زیگ زیگلار: لازم نیست بهترین باشید تا شروع کنید. شروع کنید تا بهترین شوید.

 

چطوری تخصص یاد بگیرم

در گذشته برای این که یک نفر در یک کسب و کار اوستاکار یا متخصص شود باید سالها در آن حرفه شاگردی می کرد و برای اوستا کارش مجانی و یا با مزد ناچیز کار می کرد و بهای سنگینی را می پرداختند که در یک شغلی متخصص می شدند. ولی امروزه با پیشرفت تکنولوژی و سرعت در کارها  این کار بسیار سریعتر و آسانتر شده است.

هر تخصص که شما نیاز داشته باشد می توانید با ۲۰ ساعت آموزش دیدن و تمرین کردن یاد بگیرید. ولی برای شروع یک کسب و کار به مهارت و تخصص بالایی نیاز دارید.

اگر ۵۰۰ ساعت وقت برای یادگیری یک تخصص بگذارید تبدیل به یک حرفه ای خواهید شد.

اگر در روز فقط سه ساعت صرف این کار بکنید شما در کمتر از ۶ ماه متخصص اون شغل هستید. در نتیجه هر انسان معمولی در سه تا ۱۲ ماه می تواند در یک شغل کاملا متخصص شود.

این موارد مهمترین موانعی هست که افراد زیادی که کسب و کارشان را شروع نمی کنند اگر موردی دیگری به ذهنتون لطفا از طریق کامت یا از طریق قسمت ارتباط با ما در برای من ارسال کنید.

سپاس از همراهی شما

علی معقولی مدرس کسب و کار و کارآفرینی

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۱۳۸۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *